مقاله حکايت «ماهيان و آبگير» از کليله و دمنه تا ماهي سياه کوچولو: الگوهاي معرفتي و جايگيري سوژه‌ها

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن مقاله حکايت (ماهيان و آبگير) از کليله و دمنه تا ماهي سياه کوچولو: الگوهاي معرفتي و جايگيري سوژه‌ها :

جایگیری سوژه ها در متن های ادبی, حاصل انواع مفصل بندی گفتمانی است که بنا به الگوهای معرفتی حاکم بر هر دوره شکل می گیرد. برای درک بهتر این نکته می توان به حکایت هایی رجوع کرد که در چند دوره با جهان های معرفتی متمایز به روایت یا تمثیل در آمده اند؛ یکی از این موارد, حکایت (ماهیان و آبگیر) است که در کلیله و دمنه و مثنوی مولوی به مثاب خرده روایت و در داستان ماهی سیاه کوچولو به شکلی مستقل بازنمایی شده است. در این نوشتار چگونگی تأثیر پارادایم ها بر جایگیری سوژه های داستانی از منظر کیستی و چرایی قهرمان نیز شکل و میزان اظهار هویت/ فردیت آن ها به شیو توصیفی ـ تحلیلی تبیین شده است. نتیجه حاکی از وجود دو الگوی معرفتی ـ هستی شناختی است: الگوی اول همان فردیت ستیزی/ گریزی جهان کلاسیک است که متن کلیله و دمنه و مثنوی را در بر گرفته است. بر همین اساس قهرمانان اصلی هر دو تمثیل آن ماهیان اند که خود را به مردگی, به شکلی نمادین هویت/ فردیت خود را پس می زنند. منتهی مرده نمایی ماهیِ کلیله و دمنه به مثاب شکلی از حزم و فردیت گرایی ضمنی, او را در ساختار کاست بنیاد جهان متن, چونان رخدادی خطرناک جلوه داده است؛ ولی در مثنوی مولوی در مقام نوعی عاملیت گریزی برای تأیید یا وانمایی تجرب حالِ حضور آمده است. با وجود موارد قبلی, قهرمان تمثیل ماهی سیاه کوچولو اثر صمد بهرنگی, بنا به الگوی معرفتی فردگرایان جهان معاصر, آن ماهی ای است که عاملیت و فردیت وی به شکلی نشان دار و نمادین از رنگ سیاه و خنجری بر کمر تا انواع پرسش های هستی ـ معرفت شناختی و رویارویی فیزیکی, برجسته و تحسین شده است.

لینک کمکی